<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>تربیت فرزند</title>
		<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-13</link>
			<pubDate>13:30:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635033@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;b&gt;معرفت انسان به آفریننده این جهان&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وقتی انسان به ارتباط و سنخیت خود با جهان پی ببرد، پرسشی که در ذهن او پیش می‌آید این است که آفریننده و ناظم و مدبّر این جهان و او کیست؟ این‌جا است که باید به سوی شناخت خالق خود و جهان قدم بردارد. که این حرکت معرفتی، حرکت موجود ناقص به سوی موجود کامل است؛ زیرا انسان ناگزیر باید بپذیرد که موجود کامل و مطلقی وجود دارد که او و دیگر موجودات جهان هستی وابسته به او است. اگر احساس وابستگی و فقر به سوی موجود کامل مطلق در یک انسان به وجود بیاید، همه هستی خود را در همه احوال در حیطه علم خداوندی خواهد یافت و انحراف از مسیر&amp;nbsp; حق را هرگز به خود راه نخواهد داد. نتیجه دیگری که از این احساس نصیب انسان می‌گردد، این است که ناگواری‌ها و مصائب دنیا و گرفتاری‌های طبیعی‌ای که بدون اختیار سر راه هر انسانی را می‌گیرند، وی را آزار نخواهند داد، و جهان هستی با کمال عظمتی که دارد، در برابر قدرت روحی چنین انسانی، توانایی مقابله ندارد؛ زیرا او در حال توجه شدید به خداوند متعال انقطاع کلی از جهان هستی پیدا می‌کند، در این حال چنان اوج می‌گیرد که همه جهان مانند یک نمود ناچیز در برابر او مطرح می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
زندگی انسان در جهان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;
دین اسلام به دو جهان عقیده دارد:یکی همین جهان مادی که در آن زندگی ‌می‌کنیم و دنیا نامیده می‌شود، دیگری جهان واپسین که بعد از مرگ بدانجا منتقل می‌شویم و به آن، جهان آخرت می‌گویند. زندگی انسان در این جهان با مرگ پایان&amp;nbsp; نمی‌پذیرد، بلکه بعد از مرگ به جهان آخرت منتقل خواهد شد. اسلام، این جهان را گذرا و فانی و خانه بین راه و محل عبور می‌داند و جهان آخرت را سرای جاویدان و جایگاه ابدی می‌خواند. پس، حقیقت دیگری که انسان‌ها در هر دو جهان با آن مواجه هستند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند، «حق حیات و زندگی» است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;← واقعیات زندگی مادی&lt;br /&gt;
انسان برای زندگی در واپسین باید از زندگی دنیای مادی گذر کند، اما برای زندگی گذرایی در این دنیا، با واقعیّاتی روبرو است، که برای زیستن در کنار این واقعیّات نیازمند راهنمایی و اندیشه درست است:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;←← واقعیت اول: کمال خواهی&lt;br /&gt;
از آن‌جایی که طبیعت حقیقی انسان، تکامل ‌پذیر است؛ کمال‌خواه آفریده شده و به دنبال اندیشه و عملی ایده‌آل است و در جست‌وجوی حقیقتی است که پیوندش با او بیش از یک ارتباط معمولی باشد؛ به همین جهت، برای رسیدن به این خواسته‌ فطری باید برای زندگی و ارتباط ثمربخش با جهان هستی از روشی صحیح بهره‌ بگیرد، و یک خط مشی معیّنی داشته باشد؛ لازمه انتخاب چنین خط مشی صحیحی این است که به سوی یک هدف و جهت سیر کند و از اموری که موافق با هوس‌های زود گذر او است، اما با هدف اصلی زندگانی و اصول انسانی مباینت دارد، بپرهیزد. بشر موجودی است با خواسته‌های بی‌نهایت و مجهز به نیروی فکر، که اگر برای خود در زندگی ضابطه‌ای نشناسد، در درّندگی و خون آشامی، جهان را به تباهی می‌کشاند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;←← واقعیت دوم:تمایلات بشری&lt;br /&gt;
در نهاد انسان بذر تمایل‌های گوناگونی افشانده شده، که هر یک در تأمین سعادت و ترقّی و پیشرفت او نقش مهمی دارد؛&amp;nbsp; بزرگ‌ترین نیروی محرّک چرخ‌های زندگی و جنبش‌های افراد، تمایل‌هایی است که از درون آنان سرچشمه می‌گیرند. تا وقتی که آدمی پیوندش با زندگی پابرجا است، دلش از تمنّا و آرزو نمی‌افتد و شراره‌های امیال، در کانون دلش زبانه می‌کشد. رنج‌های پی‌در‌پی و مشقّت‌های دنباله‌داری که او آنها را بر خود هموار می‌سازد، به خاطر برآورده کردن خواسته‌های درونی است؛ همین که یکی از امیال خود را عملی ساخت، خواهش دیگری در قلبش جوانه می‌زند و روح جنبش و حرکت در کالبدش می‌دمد و او را به تلاش و فعالیت تازه‌ای وا می‌دارد.&amp;nbsp; در یک شکل، انسان محو و قربانی می‌شود؛ به تعبیر قرآن «اسفل سافلین»&amp;nbsp; می‌گردد؛ یعنی پست‌ترین، و ساقط‌ترین موجود جهان می‌شود؛ تمام ارزش‌های&amp;nbsp; عالی و مختصات انسانی او از میان می‌رود؛ و در یک شکل دیگر برعکس، دنیا و نعمت‌های آن فدای انسان می‌گردد و در خدمت انسان قرار می‌گیرد و او ارزش‌های عالی خویش را باز می‌یابد. این است که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:«ای بنده من! همه چیز برای تو آفریده شده و تو برای من آفریده شده‌ای».&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;← نیاز انسان به رهبر&lt;br /&gt;
این‌جا است که اگر انسان خوب رهبری نشود و خود از خود مراقبت نکند، ارتباط و علاقه او به اشیاء به واسطه «تعلّق» و «وابستگی» تغییر شکل می‌دهد، «وسیله» به «هدف» تبدیل می‌شود، «رابطه» به صورت «بند» و «زنجیر» در می‌آید، و حرکت و تلاش و آزادی تبدیل به توقّف و رضایت و اسارت می‌گردد. این است آن چیزی که در اسلام نکوهش شده است و بر خلاف نظام تکاملی جهان است و از نوع نقص و نیستی است نه کمال و هستی. لذا انسان نمی‌تواند به تنهایی&amp;nbsp; برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی خویش برنامه کاملی تنظیم کند، بلکه ضرورتاً باید از رهنمودها و برنامه‌های پیامبران- که به وسیله وحی با آفریدگاردر ارتباط بوده اند .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-13&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<b>معرفت انسان به آفریننده این جهان</b></p>

<p>وقتی انسان به ارتباط و سنخیت خود با جهان پی ببرد، پرسشی که در ذهن او پیش می‌آید این است که آفریننده و ناظم و مدبّر این جهان و او کیست؟ این‌جا است که باید به سوی شناخت خالق خود و جهان قدم بردارد. که این حرکت معرفتی، حرکت موجود ناقص به سوی موجود کامل است؛ زیرا انسان ناگزیر باید بپذیرد که موجود کامل و مطلقی وجود دارد که او و دیگر موجودات جهان هستی وابسته به او است. اگر احساس وابستگی و فقر به سوی موجود کامل مطلق در یک انسان به وجود بیاید، همه هستی خود را در همه احوال در حیطه علم خداوندی خواهد یافت و انحراف از مسیر&nbsp; حق را هرگز به خود راه نخواهد داد. نتیجه دیگری که از این احساس نصیب انسان می‌گردد، این است که ناگواری‌ها و مصائب دنیا و گرفتاری‌های طبیعی‌ای که بدون اختیار سر راه هر انسانی را می‌گیرند، وی را آزار نخواهند داد، و جهان هستی با کمال عظمتی که دارد، در برابر قدرت روحی چنین انسانی، توانایی مقابله ندارد؛ زیرا او در حال توجه شدید به خداوند متعال انقطاع کلی از جهان هستی پیدا می‌کند، در این حال چنان اوج می‌گیرد که همه جهان مانند یک نمود ناچیز در برابر او مطرح می‌شود.</p>

<p><b><br />
زندگی انسان در جهان</b><br />
دین اسلام به دو جهان عقیده دارد:یکی همین جهان مادی که در آن زندگی ‌می‌کنیم و دنیا نامیده می‌شود، دیگری جهان واپسین که بعد از مرگ بدانجا منتقل می‌شویم و به آن، جهان آخرت می‌گویند. زندگی انسان در این جهان با مرگ پایان&nbsp; نمی‌پذیرد، بلکه بعد از مرگ به جهان آخرت منتقل خواهد شد. اسلام، این جهان را گذرا و فانی و خانه بین راه و محل عبور می‌داند و جهان آخرت را سرای جاویدان و جایگاه ابدی می‌خواند. پس، حقیقت دیگری که انسان‌ها در هر دو جهان با آن مواجه هستند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند، «حق حیات و زندگی» است.</p>

<p>← واقعیات زندگی مادی<br />
انسان برای زندگی در واپسین باید از زندگی دنیای مادی گذر کند، اما برای زندگی گذرایی در این دنیا، با واقعیّاتی روبرو است، که برای زیستن در کنار این واقعیّات نیازمند راهنمایی و اندیشه درست است:</p>

<p>←← واقعیت اول: کمال خواهی<br />
از آن‌جایی که طبیعت حقیقی انسان، تکامل ‌پذیر است؛ کمال‌خواه آفریده شده و به دنبال اندیشه و عملی ایده‌آل است و در جست‌وجوی حقیقتی است که پیوندش با او بیش از یک ارتباط معمولی باشد؛ به همین جهت، برای رسیدن به این خواسته‌ فطری باید برای زندگی و ارتباط ثمربخش با جهان هستی از روشی صحیح بهره‌ بگیرد، و یک خط مشی معیّنی داشته باشد؛ لازمه انتخاب چنین خط مشی صحیحی این است که به سوی یک هدف و جهت سیر کند و از اموری که موافق با هوس‌های زود گذر او است، اما با هدف اصلی زندگانی و اصول انسانی مباینت دارد، بپرهیزد. بشر موجودی است با خواسته‌های بی‌نهایت و مجهز به نیروی فکر، که اگر برای خود در زندگی ضابطه‌ای نشناسد، در درّندگی و خون آشامی، جهان را به تباهی می‌کشاند.</p>

<p>←← واقعیت دوم:تمایلات بشری<br />
در نهاد انسان بذر تمایل‌های گوناگونی افشانده شده، که هر یک در تأمین سعادت و ترقّی و پیشرفت او نقش مهمی دارد؛&nbsp; بزرگ‌ترین نیروی محرّک چرخ‌های زندگی و جنبش‌های افراد، تمایل‌هایی است که از درون آنان سرچشمه می‌گیرند. تا وقتی که آدمی پیوندش با زندگی پابرجا است، دلش از تمنّا و آرزو نمی‌افتد و شراره‌های امیال، در کانون دلش زبانه می‌کشد. رنج‌های پی‌در‌پی و مشقّت‌های دنباله‌داری که او آنها را بر خود هموار می‌سازد، به خاطر برآورده کردن خواسته‌های درونی است؛ همین که یکی از امیال خود را عملی ساخت، خواهش دیگری در قلبش جوانه می‌زند و روح جنبش و حرکت در کالبدش می‌دمد و او را به تلاش و فعالیت تازه‌ای وا می‌دارد.&nbsp; در یک شکل، انسان محو و قربانی می‌شود؛ به تعبیر قرآن «اسفل سافلین»&nbsp; می‌گردد؛ یعنی پست‌ترین، و ساقط‌ترین موجود جهان می‌شود؛ تمام ارزش‌های&nbsp; عالی و مختصات انسانی او از میان می‌رود؛ و در یک شکل دیگر برعکس، دنیا و نعمت‌های آن فدای انسان می‌گردد و در خدمت انسان قرار می‌گیرد و او ارزش‌های عالی خویش را باز می‌یابد. این است که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید:«ای بنده من! همه چیز برای تو آفریده شده و تو برای من آفریده شده‌ای».</p>

<p>← نیاز انسان به رهبر<br />
این‌جا است که اگر انسان خوب رهبری نشود و خود از خود مراقبت نکند، ارتباط و علاقه او به اشیاء به واسطه «تعلّق» و «وابستگی» تغییر شکل می‌دهد، «وسیله» به «هدف» تبدیل می‌شود، «رابطه» به صورت «بند» و «زنجیر» در می‌آید، و حرکت و تلاش و آزادی تبدیل به توقّف و رضایت و اسارت می‌گردد. این است آن چیزی که در اسلام نکوهش شده است و بر خلاف نظام تکاملی جهان است و از نوع نقص و نیستی است نه کمال و هستی. لذا انسان نمی‌تواند به تنهایی&nbsp; برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی خویش برنامه کاملی تنظیم کند، بلکه ضرورتاً باید از رهنمودها و برنامه‌های پیامبران- که به وسیله وحی با آفریدگاردر ارتباط بوده اند .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-13">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-13#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635033</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-12</link>
			<pubDate>13:27:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635032@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​تعدادی از آیات قرآن کریم به راز آفرینش و هدف از خلقت و در نهایت هدف از برنامه های تربیتی پرداخته است. اگر چه هدف هایی که در قرآن آمده است به نظر گوناگون و متنوع می آید، اما - همان طور که توضیح خواهیم داد ـ به یک هدف باز می گردد، برخی از هدف های اعلام شده قرآن از این قرار است:&lt;br /&gt;
1 ـ هدایت یافتن:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;(رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی)؛ پروردگار ما کسی است که به هر موجودی خلقت در خور بخشید و سپس او را هدایت کرد. (وَ إِذْ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)؛ به موسی کتاب و قرآن دادیم، تا شاید هدایت شوید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;2 ـ شکرگزاری:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;(وَاللهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَکُمْ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)؛ خداوند شما را از رحم مادرانتان بیرون آورد، در حالی که هیچ نمی دانستید و برای شما چشم و گوش و قلب قرار داد تا شاید شکرگزاری کنید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;3 ـ رشد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;(فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ)؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من&amp;nbsp; ایمان بیاورند، تا راه یابند [و به سعادت رسند].&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;4 ـ حیات طیّب:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;(مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً)؛ هرکس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;5 - پرستش: از آنجایی که همه هدف های اعلام شده بالا از آثار یا مصادیق بندگی و عبودیت است، قرآن کریم به صراحت هدف از آفرینش را عبودیت معرفی می کند:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ)؛ جن و انس را تنها برای این آفریدم&amp;nbsp; که عبادتم کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این آیه روشن ترین و گویاترین آیه ای است که هدف از آفرینش انسان را بیان می کند. اما روشن است که هر کس به مقدار شناخت و معرفتی که به خدا دارد او را اطاعت و بندگی می کند و کمترین مقدار بندگی نیز نیاز به کمترین و حداقلی از شناخت و معرفت دارد، و اساساً درجات و ارزش بندگی نیز به مقدار شناخت بنده بستگی دارد .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-12&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​تعدادی از آیات قرآن کریم به راز آفرینش و هدف از خلقت و در نهایت هدف از برنامه های تربیتی پرداخته است. اگر چه هدف هایی که در قرآن آمده است به نظر گوناگون و متنوع می آید، اما - همان طور که توضیح خواهیم داد ـ به یک هدف باز می گردد، برخی از هدف های اعلام شده قرآن از این قرار است:<br />
1 ـ هدایت یافتن:</p>

<p>(رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی)؛ پروردگار ما کسی است که به هر موجودی خلقت در خور بخشید و سپس او را هدایت کرد. (وَ إِذْ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)؛ به موسی کتاب و قرآن دادیم، تا شاید هدایت شوید.</p>

<p>2 ـ شکرگزاری:</p>

<p>&nbsp;(وَاللهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَجَعَلَ لَکُمْ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)؛ خداوند شما را از رحم مادرانتان بیرون آورد، در حالی که هیچ نمی دانستید و برای شما چشم و گوش و قلب قرار داد تا شاید شکرگزاری کنید.</p>

<p>3 ـ رشد:</p>

<p>(فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ)؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من&nbsp; ایمان بیاورند، تا راه یابند [و به سعادت رسند].</p>

<p>4 ـ حیات طیّب:</p>

<p>(مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً)؛ هرکس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم.</p>

<p>5 - پرستش: از آنجایی که همه هدف های اعلام شده بالا از آثار یا مصادیق بندگی و عبودیت است، قرآن کریم به صراحت هدف از آفرینش را عبودیت معرفی می کند:</p>

<p>&nbsp;(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ)؛ جن و انس را تنها برای این آفریدم&nbsp; که عبادتم کنند.</p>

<p>این آیه روشن ترین و گویاترین آیه ای است که هدف از آفرینش انسان را بیان می کند. اما روشن است که هر کس به مقدار شناخت و معرفتی که به خدا دارد او را اطاعت و بندگی می کند و کمترین مقدار بندگی نیز نیاز به کمترین و حداقلی از شناخت و معرفت دارد، و اساساً درجات و ارزش بندگی نیز به مقدار شناخت بنده بستگی دارد .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-12">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-12#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635032</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-10</link>
			<pubDate>13:11:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635029@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​روح، خلقتی اسرار آمیز دارد و موجودی است ملکوتی. روح انسان، دنیای عجیبی است ُپر از رمز و راز، که در جستجوی اصل خود به سوی حیات اوّلیه و خداوند تمایل دارد، امّا جسم مزاحم و مانع رسیدن روح به مقصد اصلی است. روح همانند نَفَس و باد به چشم سر دیده نمی­شود و قابل درک نیست، امّا حیات جسم به آن وابسته است. روح بسیار لطیف­تر و شفاف­تر از جسم مادّی است برای همین دیده نمی­شود.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تن ز جان و جان، ز تن مستور نیست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لیک کس را دیدِ جان دستور نیست&lt;/p&gt;


&lt;p&gt;«بشر روح دارد و بدن، قلب دارد و قالب. در ناحیه­ی روح و قلب باید اطمینان و ایمان داشته باشد، حیران و سرگشته نباشد. در ناحیه­ی بدن و قالب باید مثل درختی بارور و پر ثمر باشد.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عشق واقعی انسان پیوستن به اصل و در حضور معشوق قرار گرفتن است و نزدیک­ترین راه، راه وصل است، و سرنوشت آدمی از همین راه آغاز می­شود که مستقیم­ترین ونزدیک­ترین راه­هاست. جسم، همواره مایه­ی دردسر و نگه داشتن انسان در منجلاب است، جسم زندان روح است. انسان عاقل، هرگز به جسم خدمت نمی­کند. چرا که از فریب و حیله­های جسم و نفس امّاره آگاه و باخبر است. شرط زندگی در جهان باطن بریدن از جهان ظاهر و به اصطلاح در فنای جسم کوشیدن است. باید بدانیم که روح ما اسیر و زندانی جسم است و می­خواهد از زندان تن بگریزد و به سوی معشوق روان گردد. عشق واقعی انسان پیوستن به اصل و در کنار معشوق قرار گرفتن است. حرکت اصیل انسان، حرکت در روح، معنویت و فطرت خویش است. انسان آن مسیر با شکوه را رها کرده و خود را در چنگال این دنیای خاکی اسیر کرده است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-10&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​روح، خلقتی اسرار آمیز دارد و موجودی است ملکوتی. روح انسان، دنیای عجیبی است ُپر از رمز و راز، که در جستجوی اصل خود به سوی حیات اوّلیه و خداوند تمایل دارد، امّا جسم مزاحم و مانع رسیدن روح به مقصد اصلی است. روح همانند نَفَس و باد به چشم سر دیده نمی­شود و قابل درک نیست، امّا حیات جسم به آن وابسته است. روح بسیار لطیف­تر و شفاف­تر از جسم مادّی است برای همین دیده نمی­شود.&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تن ز جان و جان، ز تن مستور نیست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; لیک کس را دیدِ جان دستور نیست</p>


<p>«بشر روح دارد و بدن، قلب دارد و قالب. در ناحیه­ی روح و قلب باید اطمینان و ایمان داشته باشد، حیران و سرگشته نباشد. در ناحیه­ی بدن و قالب باید مثل درختی بارور و پر ثمر باشد.»</p>

<p>عشق واقعی انسان پیوستن به اصل و در حضور معشوق قرار گرفتن است و نزدیک­ترین راه، راه وصل است، و سرنوشت آدمی از همین راه آغاز می­شود که مستقیم­ترین ونزدیک­ترین راه­هاست. جسم، همواره مایه­ی دردسر و نگه داشتن انسان در منجلاب است، جسم زندان روح است. انسان عاقل، هرگز به جسم خدمت نمی­کند. چرا که از فریب و حیله­های جسم و نفس امّاره آگاه و باخبر است. شرط زندگی در جهان باطن بریدن از جهان ظاهر و به اصطلاح در فنای جسم کوشیدن است. باید بدانیم که روح ما اسیر و زندانی جسم است و می­خواهد از زندان تن بگریزد و به سوی معشوق روان گردد. عشق واقعی انسان پیوستن به اصل و در کنار معشوق قرار گرفتن است. حرکت اصیل انسان، حرکت در روح، معنویت و فطرت خویش است. انسان آن مسیر با شکوه را رها کرده و خود را در چنگال این دنیای خاکی اسیر کرده است.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-10">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-10#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635029</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است!!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-7</link>
			<pubDate>12:55:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635018@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;b&gt;ولایت تکوینی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر كسی گفته «ولایت تكوینی» یعنی این؛ نگفته خدا كار عالم را العیاذ باللّه به یك انسان واگذار كرده و خودش رفته گوشه ای نشسته. چنین چیزی محال است. ولایت تكوینی یعنی اصلاً قدم اول عبودیت ولایت است ولی درجه به درجه. (ولایت یعنی تسلط و قدرت. ) درجه ی اولش این است كه مالك این دست می شوید، مالك این چشم می شوید، مالك این گوش می شوید، مالك پای خودتان می شوید، مالك غرایز خودتان می شوید. قدم دوم، مالك اندیشه ی خودتان می شوید، مالك نفس خودتان در مقابل بدن خودتان می شوید. قدم به قدم پیش می روید تا می رسید به آنجا كه یك تسلطی هم بر جهان تكوین پیدا می كنید. دیگر این حرفها را ندارد. این حرفها منتهای بی شعوری و بی معرفتی است. ما علی را به این جهت دوست داریم و به این جهت شیفته ی علی هستیم كه در فطرت بشر این موضوع نهفته است. [علی یعنی ] آن كه از خود بیخود شده است، آن كه دیگر خودی در جهان او وجود ندارد، هرچه هست خداست و جز خدا چیز دیگری در بساط او نیست .&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><b>ولایت تکوینی</b></p>

<p>اگر كسی گفته «ولایت تكوینی» یعنی این؛ نگفته خدا كار عالم را العیاذ باللّه به یك انسان واگذار كرده و خودش رفته گوشه ای نشسته. چنین چیزی محال است. ولایت تكوینی یعنی اصلاً قدم اول عبودیت ولایت است ولی درجه به درجه. (ولایت یعنی تسلط و قدرت. ) درجه ی اولش این است كه مالك این دست می شوید، مالك این چشم می شوید، مالك این گوش می شوید، مالك پای خودتان می شوید، مالك غرایز خودتان می شوید. قدم دوم، مالك اندیشه ی خودتان می شوید، مالك نفس خودتان در مقابل بدن خودتان می شوید. قدم به قدم پیش می روید تا می رسید به آنجا كه یك تسلطی هم بر جهان تكوین پیدا می كنید. دیگر این حرفها را ندارد. این حرفها منتهای بی شعوری و بی معرفتی است. ما علی را به این جهت دوست داریم و به این جهت شیفته ی علی هستیم كه در فطرت بشر این موضوع نهفته است. [علی یعنی ] آن كه از خود بیخود شده است، آن كه دیگر خودی در جهان او وجود ندارد، هرچه هست خداست و جز خدا چیز دیگری در بساط او نیست .</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-7">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-7#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635018</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-6</link>
			<pubDate>12:53:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635016@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;b&gt;&lt;i&gt;گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;&lt;br /&gt;
کس به میدان درنمی آید سواران را چه شد&lt;br /&gt;
&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
رابطۀ میان پرستش و کرامت&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;واژۀ پرستش در زبان فارسی به عنوان ترجمه واژۀ عبادت به کار می رود.عبادت به معنای&amp;nbsp; نهایت فرمانبرداری، خضوع و انعطاف پذیری انسان در برابر خداست. در زبان عربی برای «جاده راهوار و آماده» از جمله «طَریقٌ مُعَبَّد» استفاده می کردند. یا درباره «فلان شتر رام و آماده برای سواری» می گفتند: «بَعیرٌ مُعبَّد». پس انسان عبد و معبَّد یعنی کسی که در برابر خدا رام و تسلیم و مطیع است و هیچ عصیان، تعدی و مقاومتی ندارد. به عبارت دیگر یک&amp;nbsp; عابد و پرستش گر همۀ وجود خود را در اختیار دستورها و فرمان های الهی می گذارد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<b><i>گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند</i></b></p>

<p><b><i><br />
کس به میدان درنمی آید سواران را چه شد<br />
</i></b></p>

<p><b><br />
رابطۀ میان پرستش و کرامت</b></p>

<p>واژۀ پرستش در زبان فارسی به عنوان ترجمه واژۀ عبادت به کار می رود.عبادت به معنای&nbsp; نهایت فرمانبرداری، خضوع و انعطاف پذیری انسان در برابر خداست. در زبان عربی برای «جاده راهوار و آماده» از جمله «طَریقٌ مُعَبَّد» استفاده می کردند. یا درباره «فلان شتر رام و آماده برای سواری» می گفتند: «بَعیرٌ مُعبَّد». پس انسان عبد و معبَّد یعنی کسی که در برابر خدا رام و تسلیم و مطیع است و هیچ عصیان، تعدی و مقاومتی ندارد. به عبارت دیگر یک&nbsp; عابد و پرستش گر همۀ وجود خود را در اختیار دستورها و فرمان های الهی می گذارد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-6">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-6#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635016</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن وماندن چه دشوار است!!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-وماندن-چه-دشوار-است</link>
			<pubDate>12:51:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635014@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;b&gt;اولین اثر عبادت، تسلط بر خود&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;
اولین اثر عبادت كه انسان را به خدا نزدیك می كند ،تسلط بر خود است. از اینجا شما بفهمید كدام عبادت قبول است و كدام قبول نیست. عبادت بدون اینكه انسان را به خدا نزدیك كند عبادت نیست، یعنی باور نكنید كه انسان عبادت كند ولی به خدا نزدیك نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد؛ چنین چیزی محال است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عبادت، مركب تقرب و نزدیك شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالی مقبول است كه ما را به خدا نزدیك كند. و باور نكنید كه انسان به خدا، این كانون لایتناهای هستی نزدیك بشود ولی بر بصیرت و ایمان و روشنایی اش افزوده نشود، بر قدرت و حیات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولین مرحله كه اولین نشانه است برای اینكه ما بفهمیم آیا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست یا نیست، ارزش اجتماعی عمل ماست. یعنی چه؟ یعنی اگر ما عبادت كنیم، این عبادت- كه مكرر هم هست و مخصوصاً درباره ی نماز بیشتر صدق می كند- برای چیست؟ برای اینكه ما همیشه یادمان باشد كه بنده هستیم و خدایی داریم. گاهی افرادی سؤال می كنند فایده ی نماز خواندن ما برای خدا چیست؟ برای خدا چه فایده ای دارد كه من نماز بخوانم؟ دیگری می گوید: شما می گویید من نماز بخوانم، نزد خدا اعلام بندگی كنم؛ مگر خدا نمی داند كه من بنده اش هستم كه مرتب بروم آنجا بایستم اعلام بندگی كنم، تعظیم كنم، چاپلوسی كنم تا خدا یادش نرود كه چنین بنده ای دارد.&amp;nbsp;چنین نیست خداوند واقف بربندگی ماست،عبادت ماجهت بصیرت و ایمان خود بنده می باشد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-وماندن-چه-دشوار-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<b>اولین اثر عبادت، تسلط بر خود</b><br />
اولین اثر عبادت كه انسان را به خدا نزدیك می كند ،تسلط بر خود است. از اینجا شما بفهمید كدام عبادت قبول است و كدام قبول نیست. عبادت بدون اینكه انسان را به خدا نزدیك كند عبادت نیست، یعنی باور نكنید كه انسان عبادت كند ولی به خدا نزدیك نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد؛ چنین چیزی محال است.</p>

<p>عبادت، مركب تقرب و نزدیك شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالی مقبول است كه ما را به خدا نزدیك كند. و باور نكنید كه انسان به خدا، این كانون لایتناهای هستی نزدیك بشود ولی بر بصیرت و ایمان و روشنایی اش افزوده نشود، بر قدرت و حیات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولین مرحله كه اولین نشانه است برای اینكه ما بفهمیم آیا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست یا نیست، ارزش اجتماعی عمل ماست. یعنی چه؟ یعنی اگر ما عبادت كنیم، این عبادت- كه مكرر هم هست و مخصوصاً درباره ی نماز بیشتر صدق می كند- برای چیست؟ برای اینكه ما همیشه یادمان باشد كه بنده هستیم و خدایی داریم. گاهی افرادی سؤال می كنند فایده ی نماز خواندن ما برای خدا چیست؟ برای خدا چه فایده ای دارد كه من نماز بخوانم؟ دیگری می گوید: شما می گویید من نماز بخوانم، نزد خدا اعلام بندگی كنم؛ مگر خدا نمی داند كه من بنده اش هستم كه مرتب بروم آنجا بایستم اعلام بندگی كنم، تعظیم كنم، چاپلوسی كنم تا خدا یادش نرود كه چنین بنده ای دارد.&nbsp;چنین نیست خداوند واقف بربندگی ماست،عبادت ماجهت بصیرت و ایمان خود بنده می باشد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-وماندن-چه-دشوار-است">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-وماندن-چه-دشوار-است#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635014</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-11</link>
			<pubDate>04:24:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635031@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;b&gt;کارکردهای معنوی توکل به خدا در قرآن و روایات&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
- عزت و محبوبیت نزد خدا&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;
از دیدگاه قرآن كريم در سایه توكل به خدا، شخص متوكل محبوب خدا قرار میگیرد؛ پس معلوم می شود که دارنده توکل مورد محبت خدا و مشمول کفایت اوست و کسی که خدا کفایت کننده و دوستدار و نگهبانش باشد به پیروزی بزرگی دست یافته است .&lt;br /&gt;
اینکه خدا متوكلان را دوست دارد از آن جهت است كه آنان به خدا و اوصاف او معرفت یافته و امرشان را به او سپرده اند و در نتیجه خداوند هم آنان را به خير و صالحشانهدايت و خواسته های آنها را برآورده می کند؛ هرچند ممكن است در بعضی موردها كارها برخالف ميل و خواسته انسان انجام گيرد؛ ولی انسان متوكل میداند كه هرچه خدا برایش خواسته همان به خير و صالح اوست؛&lt;br /&gt;
چنان كه فیض کاشانی میگوید: »خدا متوكلان را دوست دارد، پس آنان را ياری می کند و نصرت و پيروزی را در زمینه های مختلف به آنان عطا می کند و این مرتبه شاید بالاترین مقام توکل باشد .&lt;br /&gt;
بر این اساس، گروهی از دانشمندان توکل را عامل صدق ایمان برشمرده اند؛ زیرا متوکل، عظمت و قدرت خداوند را ملاحظه می کند و اعتقاد دارد و بر آن است که همه به خدا محتاج و نیازمندند و از همین رو، متوکل حاجت خود را فقط از خدا می طلبد و به غیر خدا توجهی ندارد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;متوکل، محبوب خدا می شود و خدا نیز او را دوست دارد . این ادب عظیم متوکل در برابر خالق، نشان دهندۀ محبت او نسبت به پروردگار است، و به همین جهت از طرف دیگر، متوکل چون همواره خود و کارش را به خدا می سپارد و همه نیروها را یکسر از خدا می داند، به مقام »محبوب خداوند بودن« نائل می شود که در عالم هیچ چیزی شیرین تر و با ارزش تر از آن نیست و این نهایت قرب بنده به خدا است .&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;- آرامش و اطمینان قلبی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ايمان و توکل بر خداوند در آرامش و امنيت روحی بشر تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا بی تردید »توکل« یعنی واگذاری همه امور به خدا که یکی از راه های کسب آرامش به شمار می رود.&lt;br /&gt;
متوکالن همواره از آرامش روحی برخوردارند؛ چرا که متکی به نیروی عظیم الهی هستند و خدا را تنها پشتیبان خود میدانند .&lt;br /&gt;
قرآن کریم در ماجرای حضرت موسی میفرماید: وقتی قوم خسته موسی، خود را با فرعونیان رو در رو دیدند که آنان را دنبال می کنند، از ترس بر خود لرزیدند و در آن هنگام گفتند: »ما در چنگال فرعونیان گرفتار شده ایم، و توان مقابله با قوم فرعون رانداریم؛ ولی حضرت موسی با آرامش و اطمینان کامل قلبی، رو به جمعیت وحشت زده بنی اسرائیل کرد&amp;nbsp;و آنان را قوت قلب داده و گفت: »جای نگرانی نیست، آنان هرگز بر ما مسلط نخواهند شد ،چون خدا با ماست و به زودی هدایت میکند.&lt;br /&gt;
كسانی كه در زندگی احساس فقر و ناداری می کنند و يا دچار ناراحتی ها و نگرانی های ديگری شده اند، برای رفع اين مشكالت بهتر است به قدرتی كه مافوق همۀ قدرت هاست و فناناپذير می باشد، اعتماد كنند، و خود را به او بسپارند. و چون قدرتی باالتر از قدرت الهی نيست، باید بر او تكيه كنند و خود و زندگی خود را به او بسپارند؛ چرا كه خدا به خير و مصلحت بندگانش واقف است. اين حالت موجب می شود كه او در درون خود احساس آرامش كند و از این رو، قدرت او برای رفع مشكلات چند برابر می شود و به راحتی سختی ها و مشكلات را پشت سربگذارد.&lt;br /&gt;
بنابراین وقتی ما خدا را وکیل خود قرار دادیم، نباید ناآرامی را به وجود خود راه دهیم. بر همین اساس امام علی میفرماید: »خدا را پشتیبان خود گرفتن، کفایت کننده خوبی است برای کسی که به او تکیه کند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-11&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<b>کارکردهای معنوی توکل به خدا در قرآن و روایات&nbsp;<br />
- عزت و محبوبیت نزد خدا</b></p>

<p><b></b><br />
از دیدگاه قرآن كريم در سایه توكل به خدا، شخص متوكل محبوب خدا قرار میگیرد؛ پس معلوم می شود که دارنده توکل مورد محبت خدا و مشمول کفایت اوست و کسی که خدا کفایت کننده و دوستدار و نگهبانش باشد به پیروزی بزرگی دست یافته است .<br />
اینکه خدا متوكلان را دوست دارد از آن جهت است كه آنان به خدا و اوصاف او معرفت یافته و امرشان را به او سپرده اند و در نتیجه خداوند هم آنان را به خير و صالحشانهدايت و خواسته های آنها را برآورده می کند؛ هرچند ممكن است در بعضی موردها كارها برخالف ميل و خواسته انسان انجام گيرد؛ ولی انسان متوكل میداند كه هرچه خدا برایش خواسته همان به خير و صالح اوست؛<br />
چنان كه فیض کاشانی میگوید: »خدا متوكلان را دوست دارد، پس آنان را ياری می کند و نصرت و پيروزی را در زمینه های مختلف به آنان عطا می کند و این مرتبه شاید بالاترین مقام توکل باشد .<br />
بر این اساس، گروهی از دانشمندان توکل را عامل صدق ایمان برشمرده اند؛ زیرا متوکل، عظمت و قدرت خداوند را ملاحظه می کند و اعتقاد دارد و بر آن است که همه به خدا محتاج و نیازمندند و از همین رو، متوکل حاجت خود را فقط از خدا می طلبد و به غیر خدا توجهی ندارد.<br />
&nbsp;متوکل، محبوب خدا می شود و خدا نیز او را دوست دارد . این ادب عظیم متوکل در برابر خالق، نشان دهندۀ محبت او نسبت به پروردگار است، و به همین جهت از طرف دیگر، متوکل چون همواره خود و کارش را به خدا می سپارد و همه نیروها را یکسر از خدا می داند، به مقام »محبوب خداوند بودن« نائل می شود که در عالم هیچ چیزی شیرین تر و با ارزش تر از آن نیست و این نهایت قرب بنده به خدا است .</p>

<p><b>- آرامش و اطمینان قلبی</b></p>

<p>ايمان و توکل بر خداوند در آرامش و امنيت روحی بشر تأثیر بسزایی دارد؛ زیرا بی تردید »توکل« یعنی واگذاری همه امور به خدا که یکی از راه های کسب آرامش به شمار می رود.<br />
متوکالن همواره از آرامش روحی برخوردارند؛ چرا که متکی به نیروی عظیم الهی هستند و خدا را تنها پشتیبان خود میدانند .<br />
قرآن کریم در ماجرای حضرت موسی میفرماید: وقتی قوم خسته موسی، خود را با فرعونیان رو در رو دیدند که آنان را دنبال می کنند، از ترس بر خود لرزیدند و در آن هنگام گفتند: »ما در چنگال فرعونیان گرفتار شده ایم، و توان مقابله با قوم فرعون رانداریم؛ ولی حضرت موسی با آرامش و اطمینان کامل قلبی، رو به جمعیت وحشت زده بنی اسرائیل کرد&nbsp;و آنان را قوت قلب داده و گفت: »جای نگرانی نیست، آنان هرگز بر ما مسلط نخواهند شد ،چون خدا با ماست و به زودی هدایت میکند.<br />
كسانی كه در زندگی احساس فقر و ناداری می کنند و يا دچار ناراحتی ها و نگرانی های ديگری شده اند، برای رفع اين مشكالت بهتر است به قدرتی كه مافوق همۀ قدرت هاست و فناناپذير می باشد، اعتماد كنند، و خود را به او بسپارند. و چون قدرتی باالتر از قدرت الهی نيست، باید بر او تكيه كنند و خود و زندگی خود را به او بسپارند؛ چرا كه خدا به خير و مصلحت بندگانش واقف است. اين حالت موجب می شود كه او در درون خود احساس آرامش كند و از این رو، قدرت او برای رفع مشكلات چند برابر می شود و به راحتی سختی ها و مشكلات را پشت سربگذارد.<br />
بنابراین وقتی ما خدا را وکیل خود قرار دادیم، نباید ناآرامی را به وجود خود راه دهیم. بر همین اساس امام علی میفرماید: »خدا را پشتیبان خود گرفتن، کفایت کننده خوبی است برای کسی که به او تکیه کند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-11">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-11#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635031</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>که انسان بودن و ماندن چه دشوار است !!!</title>
			<link>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-9</link>
			<pubDate>04:06:00 +0430 دوشنبه، 14 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>زهره صالحيان لنجي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">635028@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​&lt;b&gt;عوامل و آثار سعادت و شقاوت در قرآن&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;
قرآن بزرگترین هدیه الهی است و&lt;br /&gt;
خداوند با فرود آوردن آن برپیامبر اسلام (ص) بر انسان منت نهاده است از آیات و روایات این حقیقت&lt;br /&gt;
روشن می شود که بشر برای رسیدن به سعادت و خوشبختی و نجات ازشقاوت و بدبختی راهی جز قرآن&lt;br /&gt;
ندارد . سعادت حالتی است که از رسیدن به خیر و سرور برای انسان حاصل می شود عکس آن در معنای&lt;br /&gt;
شقاوت حاصل است سعادت یک معنای نسبی است ولی سعادت واقعی سعادتی است که دائمی و به دور ازمحرومیتها باشد ،که به اخروی و دنیوی تقسیم می شود مراداز سعادت اخروی ، خوشبختی و آسایش ابدیو همیشگی در جهان دیگر است و این میسر نیست مگر با ایمان و عمل صالح و اطاعت پروردگار . مرادازسعادت دنیوی ، لذائذ و خوشیهای دنیوی اعم از جسمی و روحی است وزمانی سعادت دنیوی دارای ارزش است که به دنبال آن انسان از سعادت اخروی هم برخوردار شود در قرآن آمده است تا بشارت به سعادت وانذاراز شقاوت دهد و ما را به خوشبختی و آسایش همیشگی رهنمون باشد . روزقیامت روزی است که حجابها از جلوی دیدگان برداشته می شود ، شک وتردیدها برطرف می شود و همه مشاهده می کنند که تمام قدرتها و ملک وملکوت و امر و قهر از آن خداوند است . روز ظهور و بروز یقین است ،آری سعادت دنیا و آخرت در اطاعت پروردگار است و اگر کسی از یاد حق دور باشد گرفتار معیشت می شود و اضطراب و ترس و نگرانی خواهد داشت.عواملی چون علم و معرفت ، ایمان و عمل صالح ، تقوی و صبر و توبه ،انسان را به سعادت ابدی می رساند . یاد خدا ، شکرگذاری و جهاد وامر به معروف و نهی از منکر نیز&lt;br /&gt;
سعادت را به دنبال دارد . از جمله عواملی که باعث شقاوت انسان می شود و او را به بدبختی می کشاند&lt;br /&gt;
جهل و نادانی ، کفر و بی ایمانی ، نفاق و ریاکاری ، پیروی از هوای نفس و دنیا پرستی می باشد که در قرآن وکلام معصومین به آن اشاره شده است. زندگی پاک و سربلندی و عزت آموزش و بخشش است و آثار شقاوت وبدبختی نیز زندگی سخت ، دوری از رحمت خدا حقارت و ذلت وفقر می باشد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-9&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​<b>عوامل و آثار سعادت و شقاوت در قرآن</b><br />
قرآن بزرگترین هدیه الهی است و<br />
خداوند با فرود آوردن آن برپیامبر اسلام (ص) بر انسان منت نهاده است از آیات و روایات این حقیقت<br />
روشن می شود که بشر برای رسیدن به سعادت و خوشبختی و نجات ازشقاوت و بدبختی راهی جز قرآن<br />
ندارد . سعادت حالتی است که از رسیدن به خیر و سرور برای انسان حاصل می شود عکس آن در معنای<br />
شقاوت حاصل است سعادت یک معنای نسبی است ولی سعادت واقعی سعادتی است که دائمی و به دور ازمحرومیتها باشد ،که به اخروی و دنیوی تقسیم می شود مراداز سعادت اخروی ، خوشبختی و آسایش ابدیو همیشگی در جهان دیگر است و این میسر نیست مگر با ایمان و عمل صالح و اطاعت پروردگار . مرادازسعادت دنیوی ، لذائذ و خوشیهای دنیوی اعم از جسمی و روحی است وزمانی سعادت دنیوی دارای ارزش است که به دنبال آن انسان از سعادت اخروی هم برخوردار شود در قرآن آمده است تا بشارت به سعادت وانذاراز شقاوت دهد و ما را به خوشبختی و آسایش همیشگی رهنمون باشد . روزقیامت روزی است که حجابها از جلوی دیدگان برداشته می شود ، شک وتردیدها برطرف می شود و همه مشاهده می کنند که تمام قدرتها و ملک وملکوت و امر و قهر از آن خداوند است . روز ظهور و بروز یقین است ،آری سعادت دنیا و آخرت در اطاعت پروردگار است و اگر کسی از یاد حق دور باشد گرفتار معیشت می شود و اضطراب و ترس و نگرانی خواهد داشت.عواملی چون علم و معرفت ، ایمان و عمل صالح ، تقوی و صبر و توبه ،انسان را به سعادت ابدی می رساند . یاد خدا ، شکرگذاری و جهاد وامر به معروف و نهی از منکر نیز<br />
سعادت را به دنبال دارد . از جمله عواملی که باعث شقاوت انسان می شود و او را به بدبختی می کشاند<br />
جهل و نادانی ، کفر و بی ایمانی ، نفاق و ریاکاری ، پیروی از هوای نفس و دنیا پرستی می باشد که در قرآن وکلام معصومین به آن اشاره شده است. زندگی پاک و سربلندی و عزت آموزش و بخشش است و آثار شقاوت وبدبختی نیز زندگی سخت ، دوری از رحمت خدا حقارت و ذلت وفقر می باشد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-9">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/که-انسان-بودن-و-ماندن-چه-دشوار-است-9#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://tarbyatfarzand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=635028</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
